دیماه 93بودکه برای کوه پیمایی ازسمت دواشکفت راهی شدم ازمیان زباله های متعددی که برخی افرادبی مبالات ریخته بودندچیزجالبی نظرم راجلب کردابتدابندکفش رادربوته ای دیدم وکمی بالاترخودکفشهارا.
کفش کوهنوردیست امابدون کوهنورد!!!
مانده ام که بایک لنگه کفش چطوراین همه راه راپایین رفته؟؟ البته ازفرسودگی آنهاپیداست که مدتی مدیداست دردامان طبیعت رهاشده.
دربرگشت داخل نایلونی که برای زباله های خودم همیشه همراه دارم لنگه کفش راجای دادم وقتی ازکوله پشتی درآورده ودرزباله دانی انداختمش رفتگرمحترم باتعجب به آن نگاه می کردگفتم بالاپیداش کردم ازاین عجیب ترش راهم صدهاباردیده ام دوست من....
دربرگشت داخل نایلونی که برای زباله های خودم همیشه همراه دارم لنگه کفش راجای دادم وقتی ازکوله پشتی درآورده ودرزباله دانی انداختمش رفتگرمحترم باتعجب به آن نگاه می کردگفتم بالاپیداش کردم ازاین عجیب ترش راهم صدهاباردیده ام دوست من....



هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر